• بیشترین کلیک شده‌ها

    • هیچکدام

فرید راستگو:سلطه توحش بر دانشگاه یا انقلاب فرهنگی دوم(قسمت سوم)

اگر امروز ما شاهد آنیم که برای دانشجویان طرح حجاب و عفاف پیاده می کنند. به گزارش برنا، «پریز» معاون دانشجویی فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی درباره روند اجرای طرح حجاب و عفاف در سال تحصیلی آینده گفت: دانشگاه علامه پیش از ارائه طرح حجاب و عفاف توسط وزارت علوم خود این طرح را در دانشگاه اجرا می کرد.»(۱۲) اگر در پی حوادث پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران نیز، مافیای نظامی- مالی ایران دانشگاه‌ها را به عنوان یکی از مهم‌ترین بسترهای شکل‌گیری نیروهای مخالف دانستند و خامنه‌ای، رهبر این مافیاها بر لزوم تغییرات اساسی در دانشگاه‌ها تاکید کرد. اگر دولت احمدی نژاد با پشتیبانی خامنه ای و محمد تقی مصباح یزدی قصد تفکیک جنسیتی دانشگاه ها را دارند. دانشجونیوز:» رئیس دانشگاه علمی کاربردی مرکز ورامین در دیدار با امام جمعه و نماینده ولی فقیه در شهرستان ورامین با برشمردن مزایای موجود در تفکیک جنسیتی دانشگاهها از اجرای این طرح در ترم جدید این مرکز خبر داد.»(۱۳)

اگر در ۲۵ مرداد ۱۳۸۹ سرویس اجتماعی آموزش پرورش گزارش می دهد » ذوعلم، مشاور وزیر آموزش و پرورش در پایان تاسیس مدارس وابسته به حوزه‌های علمیه را یکی از راهبردهای اساسی ستاد مشترک همکاری‌های حوزه و آموزش و پرورش دانست» و تاکید کرد: اجرای این طرح، نیازمند بازنگری در ساختار تشکیلاتی،‌ بازتعریف و شفاف سازی شاخص‌ها و امضای تفاهمنامه‌های کلان بین مدیران ارشد حوزه و آموزش و پرورش است.»(۱۴)

اگراستادان دانشگاه پاک سازی یا به اجبار باز نشسته میشوند چون بقول کامران دانشجو در ۱۳ اسفند ۱۳۸۸ اساتید دانشگاه همسو با نظام نیستند و به ولایت فقیه التزام عملی ندارند(۱۵) و اگر می خواهند در محتوای دروس مدارس و دانشگاه بازنگری کنند و اگر خامنه ای حملات پیآپی به دانشگاه و علوم انسانی می کند و خواهان فضای کنترل و سرکوب بر دانشگاهها است. و فردی مثل مصباح یزدی رهبر فرقه مصباحیه دم از انقلاب فرهنگی می زند و دانشجو وزیر علوم می خواهد دانشگاه را با خاک یکسان سازد، اگر مدیریت تعدادی از مدارس به حوزه های علمیه واگذاری می شود، اگر نیروهای پلیس در مقابل مدارس حضور می یابند، اگر پایگاه های بسیج دانش آموزی در مدارس ابتدایی و راهنمایی نشکیل می گردد، اگر ۴ هزار مدرس تربیت سیاسی و هزار روحانی به مدارس اعزام می شوند و در آخر اگر تفکیک جنسیتی کتابهای درسی طراحی می شود همه و همه بدین معناست که انقلاب فرهنگی اول توسط خمینی ثمره ای نداشته است و فاجعه ای بیش نبوده است و پایوران جمهوری اسلامی در طی سی سال قادر نبوده اند ضد فرهنگ خود را بر فرهنگ ایرانی غالب کنند. یعنی خامنه ای و عواملش علناً اذعان به شکست کامل برنامه های آموزشی و شستشوهای مغزی و ارزشهای غیر انسانی رژیم در طی سی سال گذشته می نمایند. به معنای دیگر این اقدامات و بیانات نشان از زوال و به بن بست رسیدن نظامی دارد که مرگش زودرس و اجتناب ناپذیر است. نگارنده بدینوسیله از خامنه ای و مصباح یزدی و صادق لاریجانی و دیگرانی که بر مسند خلافت تکیه زده اند می پرسد مشتی روضه خوان و ارازل و اوباش چه از علم و علوم می فهمند که می خواهند برای دانشجویان و دانشگاه ها و اساتید دانشگاه تعیین تکلیف کنند و در مورد روانشناسی و جامعه شناسی نظر بدهند؟.  توسلی می گوید » حتی پیش آقای مشکینی رفتیم و مصاحبه مفصلی کردیم که ایشان در آن مصاحبه که باید در کیهان یا اطلاعات هم چاپ شده باشد صادقانه گفت ما نمی دانیم جامعه شناسی چیست.»(۱۶) و باز اضافه می کند »  اما در نهایت متوجه شدم آقای مصباح یزدی و دوستانشان می خواستند بفهمند جامعه شناسی و سایر رشته های علوم انسانی چیست. می خواستند طلاب مدرسه« در راه حق» با این رشته آشنا شوند. به همین خاطر بود که در حالی که من معتقد بودم باید مسائل اختلافی را طرح کرد و به تفاهم رسید، آقایان از ما می خواستند از الف تا یای هر رشته را کنفرانس بدهیم. بعضی از رندان چپ هم با آنها همراهی می کردند. در نتیجه ۳۰ سمینار برگزار شد. (۱۷)  مشکل ایران و ایرانیان این است که مشتی ارازل و اوباش در اوائل قرن ۲۱ با زور اسلحه  و قتل و کشتار بر آنان حکومت می کنند. این اوباش با عمامه و بی عمامه هدفی جز گسترش توحش بر جامعه از جمله دانشگاه ندارند. آیا این تفکر عصر حجری و مستبدانه ای نیست وقتی سید علی می گوید التزام به ولایت فقیه یعنی اطاعت از ولی فقیه (خودش) است؟. آیا این تفکر قرون وسطائی و متوحشانه نیست وقتی رهبر فرقه مصباحیه می گوید هر کس ولایت فقیه را قبول ندارد محارب است ( تکلیف محارب هم در نظام ولایت مطلقه معلوم است. اعدام) و یا کسی که دینی انتخاب کرده است حق مخالفت با آن ندارد؟. آیا وقتی وزیری خود می گوید می خواهد دانشگاه را با خاک یکسان کند به معنای آن نیست که چنین فردی مملو از عقده حقارت است و از بیماری روانی مزمن برخوردار می باشد؟ آیا سرکوب پی در پی دانشگاهیان و چندین بار شبانه حمله کردن به دانشگاه ها و به قتل رساندن دانشجویان در خواب و چاقو و چماق کشیدن برای آنان و خانه اشان را بر سرشان خراب کردن عملی جنایتکارانه و ددمنشانه نیست؟ آیا ستاره دار کردن دانشجویان و محروم کردن آنان بخاطر مذهب و یا باورهایشان اقدامی متوحشانه نیست؟ آیا پاک سازی و اخراج استاتید از دانشگاه و باز نشستگی اجباری آنان عملی غیر انسانی و وحشیانه نیست؟ چنین اعمال و رفتاری تحت هر عنوانی باشد نامی بجز توحش نمی تواند داشته باشد. اگر امروز خامنه ای و مصباح یزدی و شیخ صادق لاریجانی و امامی کاشانی و جنتی و خزعلی و احمدی نژاد و کامران دانشجو و دیگر عوامل استبداد غرق در جهل و خرافات و متکی بر سرنیزه به علم و دانشگاه محل علم و اساتید دانشگاه مروجین علم و دانشجویان فراگیرندگان علم حمله ور می شوند و به عنوان انقلاب فرهنگی دوم خواهان گسترش هر چه بیشتر توحش بر دانشگاه هستند تعجب آور نیست. پیشینه کشتار دانشجویان، اخراج، بازنشستگی اجباری و ممنوع التدریس شدن استادان دانشگاه ها در جمهوری اسلامی به سالهای اول انقلاب بر می گردد که طی انقلاب فرهنگی توسط تنی چند از سینه چاکان چاکر مسلک و ذوب شده در ولایت خمینی و عطر آگین کردن اسلامی دانشگاهها از عطر خمینی و روحانیت اسلام ناب محمدی، صدها استاد دانشگاه بازداشت، اخراج، بازنشسته و یا ممنوع التدریس شدند و دانشگاه بمدت دوسال بسته شد و دانشجویان ممنوع الورود به دانشگاه شدند. سر دسته این باند یعنی خمینی هم دشمنی خارق العاده ای با داشجویان، دانشگاهیان و دانشگاه داشت و می گوید » ریشه تمام مصیبت هائی که تا کنون برای بشر پیش آمده از دانشگاه ها بوده است …همه مصیبت هائی که در دنیا شده، از متفکرین و متخصصین و دانشگاهی است. اگر به اسلام علاقه دارید، بدانید که خطر دانشگاه از خطر بمب خوش
ای بالاتر است.» (در دیدار با اعضای دفتر تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه .
۲۷ آذر ۱۳۵۹.)
در جای دیگر می گوید «ما هرچه می کشیم از این طبقه ایست که ادعا می کند دانشگاه رفته ایم، روشنفکریم، و حقوقدانیم،. هرچه می کشیم از این ها است.» (قم ۱ مرداد ۱۳۵۸) و باز می گوید «منافقین هم می گویند، مغز ها دارند فرار می کنند. به جهنم که فرار می کنند. این دانشگاه رفته ها، این ها که همه اش دم از علم و تمدن غرب می زنند، بگذارید بروند. ما این علم و دانش غرب را نمی خواهیم.»(جماران ۸ آبان ۱۳۵۸). خمینی در دیدارش با نمایندگان مجلس اول در جماران به تاریخ ۶ خرداد ۱۳۶۰ می گوید » ما دانشگاهی را که شعارش این باشد که می خواهیم ایران متمدن و آباد داشته باشیم و رو به تمدن بزرگ برویم نمی خواهیم.» و باز در تاریخ ۲۷ فروردین ۱۳۶۴ در دیدار با وزیر و معاونان وزارت فرهنگ وآموزش عالی می گوید » امیدوارم احساس کرده باشید که همه دردهای ایران از دانشگاه ها شروع شده است«. کینه و دشمنی خمینی نسبت علم و دانشگاه آنقدر عمیق بوده است که حتی در وصیت نامه اش متذکر می شود » نیم قرن اخیر آنچه به ایران و اسلام ضربه مهلک زده است قسمت عمده اش از دانشگاه بوده است«. خمینی و پیروان مکتب و راهش با دانش و دانشگاه مخالف هستند. واقعیت اینست که حکومتگران و روحانیون حکومتی یکی از بیسواد ترین اقشار جامعه ایرانی را تشکیل می دهند و شالوده تفکرشان ضد فرهنگ و علم می باشد. آنان بخوبی می دانند دانشگاه ها از کانون های اصلی گسترش دانش در جامعه هستند و دانشجویان حمل کننده دانش در میان مردم می باشند لذا از آنجائیکه آنان با دانستن و آگاه شدن مردم مخالف هستند. سعی شان بر آن است که به هر نحوی اجرای یکی از حقوق مردم که حق دانستن و آگاه شدن است را سد نمایند. و علاوه براین اعتراضات بر علیه ظلم و جور استبداد از همین کانون ها بر خواهد خواست. مافیاهای حکومتی از آنجائیکه قدرت را در دست دارند تلاش می نمایند با زرو زور تفکر ضد بشری و ضد فرهنگی خود را بر فرهنگ جامعه غالب نمایند و بدین خاطر است از بدو تکیه بر اریکه قدرت با دانستن و آموختن به مخالفت پرداخته اند. آنان با انجام انقلاب فرهنگی، تلاش نمودند فرهنگ استبدادی خود را بر دانشگاه مسلط نمایند. خمینی و پیروانش مکتب را بر تخصص ترجیح دادند و با انجام انقلاب فرهنگی، ستون پایه ای از ستون پایه های استبداد را بنا ساختند چون آنان برای حفظ حکومت استبدادی خود احتیاج به چنین ستون پایه ای داشتند. در مجموعه مقالاتم بنام عوامل بازسازی استبداد، بعد از انقلاب ۵۷ چه کسانی بودند. تلاش نمودم چگونگی تولید و باز تولید ستون پایه های استبداد را توضیح دهم و در آن سلسله مقالات چگونگی تشکیل دادگاه ها و دادسراهای انقلاب و همچنین چگونگی تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تشریح نمودم. در آخرین مقاله ام ( شماره ۸) قول داده بودم راجع به چگونگی تشکیل ستون پایه سوم استبداد یعنی انقلاب فرهنگی،عوامل و ارکانی که آنرا طرح ریزی و اجرا کردند توضیح دهم. در ادامه همین مقالات چرائی انقلاب فرهنگی در دوران خمینی را باز خوانی خواهیم کرد.

قسمت اول قسمت دوم

۱۳-  http://www.chrr.biz/spip.php?article۱۰۹۴۷

۱۴- http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-۱۵۹۴۸۰۳&Lang=P

۱۵-http://www.bbc.co.uk/persian/iran/۲۰۱۰/۰۳/۱۰۰۳۰۵_l۱۷_daneshjoo_university.shtml

۱۶- http://www.drsoroush.com/Persian/News_Archive/P-NWS-۱۳۸۷۰۲۰۰-Tavassoly.html

۱۷- همانجا

یک پاسخ

  1. خواهشا یکی به داد دانشگاه سیستان وبلوچستان برسه که همه شونو اواره کردند

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: