• بیشترین کلیک شده‌ها

    • هیچکدام

عکس یادگاری آیت الله کاشانی با شعبان بی مخ دو ماه بعد از کودتای ۲۸ مرداد

شعبان بي مخ (فرد نشسته ريشو با لباس مشگي) درمحضرآيت لله كاشاني (باعمامه سياه) و آخوند فلسفي.

عکس یادگاری آیت الله کاشانی با شعبان بی مخ دو ماه بعد از کودتای ۲۸ مرداد

عکس یادگاری آیت الله کاشانی با شعبان بی مخ دو ماه بعد از کودتای ۲۸ مرداد

اين عكس با ھمان شرحي كه در زير آن مي خوانيد در شماره ١٩ مجله ترقي به تاريخ مھرماه ١٣٣٢ و در صفحه ٢١ اين مجله منتشرشده است. يعني حدود دوماه بعد از كودتا.گاھي يك عكس بيش از ھزار واژه، روشنگر است.

گروه مشاورین آیت الله کاشانی: ۱- حاج حسین علم ۲- طاهر حاج رضایی (برادر طیب خان) ۳- شعبان بی مخ ۴- حسین مهدی قصاب ۵- طیب ۶- اکبر حاج رضایی ۷- سید اکبر خراط

گروه مشاورین آیت الله کاشانی: ۱- حاج حسین علم ۲- طاهر حاج رضایی (برادر طیب خان) ۳- شعبان بی مخ ۴- حسین مهدی قصاب ۵- طیب ۶- اکبر حاج رضایی ۷- سید اکبر خراط

حمله كودتاچيان به خانه مرحوم دكتر مصدق

اعلیحضرت محمد رضا پهلوی! در حال مشاوره با مسول ستاد انتخاباتی! خود ، شعبان بی مخ

شعبان جعفري در كنار آريامهر ؛ هنگام دريافت نشان وطن پرستي

شعبان بی مخ

شعبان جعفری (بی مخ) و محمد رضا پهلوی

چماق داران محمد رضا شاه در روز کودتای ۲۸ مرداد

چماق داران محمد رضا شاه در روز کودتای ۲۸ مرداد

بازگشت کودتاچی (محمد رضا پهلوی)

تقدیم به اسطوره مردانگی! شعبون بی مخ

منبع

———————————————————————————

وقت آن رسیده است که روحانیت مسئولیت نقش خود در سرنگونی مصدق را قبول کند

این موضوعی است که «ری تاکیه – Ray Takeyh»، محقق و تحلیلگر تاریخ سیاسی ایران و خاور میانه، در مقاله ای جالب و مهم که امروز در روزنامه «واشنگتن پست» چاپ شده است به آن پرداخته است.

از آنجا که گمان میبرم این مقاله در عین حال که مهم و باارزش است اما ممکن است موجب برانگیختن مخالفتهائی نیز باشد، ترجیح دادم تا به جای گزارشی در مورد آن کل مقاله را ترجمه و در اختیار دوستان علاقه مند قرار دهم. از شنیدن عکس العمل های شما راجع به محتوای این مقاله ممنون خواهم شد. گفتنی است که محقق تاریخ معاصر ایران، داریوش بایندُر، کتابی در همین زمینه و با عنوان «ایران و سازمان سیا: بازبینی سقوط مصدقIran and the CIA: The Fall of Mosaddeq Revisited» منتشر کرده است که به نظر میرسد مرجع مقاله ری تاکیه نیز بوده باشد.

روحانیون مسئول شکست تلاشهای ایرانیان برای رسیدن به دموکراسی هستند
نوشتهٔ ری تاکیه – Ray Takeyh
روزنامهٔ واشنگتن پست، چهارشنبه 18 آگوست 2010
ترجمه به فارسی توسط صادق رحیمی
بازنشر این متن با ذکر مرجع (وبلاگ کالچراللاجیک) و نام مترجم بلامانع است.

این پنج شنبه سالروز یکی از افسانه شده ترین وقایع در تاریخ یعنی کودتای 1953 در ایران است، که نخست وزیر وقت محمد مصدق را سرنگون کرد. همکاری سازمان سیا در آن واقعه مدتهاست که سیاستمداران آمریکائی را به عذر خواهی واداشته است و رژیم مذهبی ایران را به سرزنش و توبیخ.

اما مسئله این حکایتِ آشنا چیست؟ مسئله اش این است که در عالم واقعیت نقش سازمان سیا در سقوط محمد مصدق ناچیز بود. واقعیت این است که بزرگترین نقش در سقوط مصدق را جامعه روحانیت ایران ایفا کرد، و نبایستی به جمهوری اسلامی این اجازه داده شود تا گناه روحانیون را به راحتی پنهان کند.

داستان دراماتیکی که در آن امریکائیان بد طینت کودتائی بر علیه مصدق به راه میاندازند، یا همان «عملیات آژاکس» مشهور، آنقدر بی تامل بازگفته شده که به نوعی واقعیت تبدیل گشته است. انصاف بدهیم، لیست بازیگران این حکایت حیرت آور است، «کرمیت روزولت»، برآمده از یکی از مهمترین خانواده های عالم سیاست امریکا، به اوباش و اراذل پول میدهد که بر علیه مصدق از همه جا بیخبر اغتشاش به راه بیاندازند، از آنطرف ماموران امریکائی شاه سرگردان را قانع میکنند که به کشورش برگردد و تاج تختش را پس بگیرد، و در عین حال کمونیست های دو آتشه و اغتشاشگران ناسیونالیست هم از آمریکا پول گرفته اند تا در خیابانها تظاهرات به راه بیاندازند . ادامه داستان هم به این ترتیب است که آنوقت ایران که در ورطه غلطید و از بحرانی به بحران دیگر رفت، روزولت نظامیها را مجبور کرد که بر علیه خواست قلبی شان وارد معرکه بشوند و دولت کوتاه اما پر اهمیت دموکراتیک مصدق را به پایان برسانند.

اما این قصه بخش عمده ای از واقعیت آن چه که در این جریان اتفاق افتاده است را از چشم پنهان میکند. ایران در سال 1953 در دل یک بحران اقتصادی بود. با ملی شدن نفت توسط تهران، انگلیس نفت ایران را تحریم کرده بود، و فشار ناشی از آن بین متحدان دولت مصدق شکاف انداخته بود. طبقه متوسط، که نگران وضع مالی خودشان بودند آرام آرام از کنار مصدق پراکنده شده بودند. بازاریان از مقاومت سرسختانه مصدق در مقابل انگلیس نگران بودند. لایه های تحصیلکرده رفته رفته از تمایلات خود محورانهٔ مصدق احساس نگرانی میکردند، و زمانی که افسران نیروهای مسلح نیز شروع به صحبت از ناخشنودی خود از مصدق و دخالت در امور سیاسی کردند آنوقت شایعات در مورد کودتای نظامی در دهانها افتاد.

این تنها بخت نبود که از مصدق برگشته بود، بلکه گروههای زیادی از جامعه ایران هم وی را تنها گذاشته بود.

و البته در همین گیر و دار سازمان سیا در تلاش برای سرنگون کردن مصدق بود. سازمان سیا با شاه ایران، که طبق معمول قادر به تصمیم گیری نبود، و با نظامیان ایرانی تماس برقرار کرد، از جمله با ژنرال فضل الله زاهدی که یک افسر فرصت طلب بود وخود چشم طمع به نخست وزیر شدن داشت. روزولت نقشه ای کشیده بود که طبق آن شاه با یک «فرمان حکومتی» مصدق را برکنار میکرد؛ فرمانی که قرار بود پانزدهم آگوست به او رسانده شود، اما فرمانده ارتشی که قرار بود پیغام را به مصدق تحویل دهد خود دستگیر شد و آن نقشه به سرعت در هم ریخت.

و اینجاست که داستان یک چرخش پیدا میکند. با فاش شدن خبر نقشهٔ کودتا، شاه از ایران فرار کرد و زاهدی پنهان شد. اما آنچه حیرت انگیز است این است که مدارک سری امریکائی که در دهه اخیر قابل دسترس شده اند نشان میدهند که امریکا نقشه دومی برای استفاده در صورت شکست نقشه ابتدائی نداشت، و واشنگتن در حال آماده شدن برای قبول شکست بود. تلگرافهای وزارت امور خارجه و سازمان سیا حاوی اعلام شکست کامل برنامه های مخفی آنها بود.

اما درست در زمانی که امریکائی ها امیدهای خودشان را برباد رفته میدیدند و برای ترک صحنه آماده میشدند، ارتش و روحانیون با هم متحد شدند تا مصدق را سرنگون کنند. مراجع روحانی از آغاز نسبت به بحران ناشی از ملی گرائی مصدق ظنین و نگران بودند. روحانیت همیشه در مقابل تلاشهای سیاستمداران سکولار از قبیل مصدق برای مدرنیزه کردن کشور و برای ایجاد یک سیستم جمهوری و ایجاد آزادی های مدنی مقاومت کرده بود. ملا ها احترامی که شاه با وجود همه کم و کاستهایش برای مراجع و روحانیون قائل بود را عمیقا به افکار و برنامه های سکولار مصدق ترجیح میدادند.

بعد از ناکام ماندن کودتا، روحانیون بلند پایه در قم پشتیبانی تلویحی خود را از آیت الله کاشانی که سخنگوی مجلس بود اعلام کردند، و از طریق روابط خود با بازار و نفوذ جدی که بر توده مردم داشتند نقشی مرکزی در ایجاد تظاهراتی که تهران را در خود غرق کرد ایفا کردند. مصدق تنها شده بود، و پس از اینکه با تاثیر روحانیت تظاهرات خیابانی هم به نفع شاه عوض شد، آنوقت ارتش وارد قضیه شد و مصدق را برکنار کرد. و به این ترتیب تنها چند روز بعد از تلاش شکست خوردهٔ سازمان سیا، شاه در میان جشن و هلهله به ایران برگشت.

واقعیت این است که در طی این جریانات، روزولت و همدستانش توطئه گرش بیشتر نقش تماشاگرانی حیرت زده را بازی کردند تا عاملانی موفق. در حقیقت بزرگترین تاثیر روزولت بر تاریخ ایران این بود که روایتی پر شاخ و برگ و اغراق آمیز از ماجراجوئی های خود را بیش از بیست سال پس از آن کودتا منتشر کند. این حکایت پر خطا سپس تبدیل شد به مرجعی برای تحلیل آن وقایع تاریخی، و دستمایه ای برای تخیل عوام، اگرچه واقعیت این بود که واشنگتن در عمل با خامی خاصی در مواجهه با وقایع تهران عاجز مانده بود. پرزیدنت آیزنهاور وقتی حکایت جریان را از روزولت شنید گفت، «من گزارش پر شاخ و برگ روزولت را شنیدم، بیشتر به داستانهای یک رمان ارزان قیمت میمانست تا واقعیتهای تاریخی.»

سیاستمداران امریکائی علاقه خاصی به قبول تقصیر و عذر خواهی برای بدرفتاری های قدیمی دارند. اما حقیقت این است که مسئولیت خفه کردن امیدهای دموکراتیک مردم ایران در تابستان 1953 در درجه اول بر گردن همانهائیست که یک حرکت دموکراتیک دیگر را در تابستان 2009 نیز خفه کردند:‌ روحانیون. آنهایند که بایستی از مردم ایران عذر خواهی کنند.

منبع

7 پاسخ

  1. مقصر اصلی ملت بی سواد ایران بودند که دنبال شعبون بی مخ راه افتادند ،‌جالب اینه که هنوز هم هستند کسانی که نفهمیده و تنها از روی غریضه تصمیم میگیرند و به یک شعبان بی مخ دیگر رای می دهند .

  2. تاریخ عبرتی باشد برای حکومت مدارانی که فکر میکنند با شعبانها و امثالشان بقای حکومت خود را بیمه کرده اند.
    روحت شاد مصدق..

  3. با سلام

    باور کنید از تنهایی مصدق در آنروزهای تنهایی که اکثر ملت فریب خورده و روحانیون نیز روی برگردانده بودند وعوامل غربی نیز فرصت رامغتنم شمرده بودند واحزاب وطن پرست واقعی غیر وابسته هم در کشور وجود نداشت،دلم به حال دکتر مصدق سوخت و از عمق وجود به این همه خیانت ونادانی گریه ام گرفت روحانیون در ابتدا یعنی سال 1331 در وقایع 30 تیر که مصدق استعفا داد در پشت مصدق ایستادندوشاه مجبور به باز گرداندن مصدق به قدرت شد اما باج خواهی و سهم خواهی کاشانی با صلابت مصدق روبرو شدکه معتقد بود روحانیت را چه به کار سیاست لذا کاشانی با عوامل کودتا هم جهت شد و سکوت؟کرد!!! و با عوامل شاه فراری مثل شعبان بیمخ و عوامل غربی هم راستا گردید و احتمالا شاه را به مصدق ترجیح داد. عوامل حزب توده نیز متاسفانه دستگیر شدند و آن حداقل کمک را هم نتوانستند به مصدق برسانند. راستی این جماعت بی مخ عجب تاثیراتی در این مرز وبوم گذاشته اند. ببینید جها و نادانی با این مملکت چه می کند.دوستان این ماجرا را حتما از منابع موثق مطالعه فرمایید که بس پند آموز است. روحت شاد وپاینده باد ای انسان وطن پرست و خدا دوست

  4. اسرار ازل را نه تو دانی ونه من

    حل این معما نه تو خوانی ونه من

    هست در پس پرده گفتگوی من وتو

    چون پرده بر افتد نه تو مانی ونه من..

  5. شعبان بی مخهای امروز را جه کنیم …؟
    با مداحان خادم …

  6. اخ……………..چرا ایران همیشه اینجوریه!!!!من یکی که دیگه اینقدر بحث کردم و حرف زدم دیگه حوصله ای هیچ بحث سیاسی رو ندارم

  7. بعید نیست که کاشانی از پهلویها خوشش می آمد-چه اگر مستبدان پهلوی نبودند این ولایت انتصابی مطلقه ققیه نیز گریبانگیر ما نمی شد و دیکتاتوریت پهلویها الگوی خمینی نمیشد-به قول گنجی خمینی به درد زمان خودش خورده و مانند هر کس دیگری روانه موزه خواهد شد-همچنان که الان مردم را به جون هم انداخته -این بود اتوبوس ارزان کردنش؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: