• بیشترین کلیک شده‌ها

    • هیچکدام

روز شمار کودتای خرداد 1360 و نقد عبوراز بحران و روند شکل گیری کودتا از زبان کودتاگران_ بخش اول

در قانون اساسی ما مگر شکنجه حرام نشده است ممنوع نشده، در کجای دنیا در کدام دین و در کجای اسلام و کشور اسلامی و حکومت اسلامیش شش نوع زندان وجود دارد چرا اینها تعطیل نمی شوند؟ چرا باید هر کسی و هر نهادی یک زندان داشته باشد؟ اینها باید تعطیل شوند. جو اسلامی جو اعتماد است. اینهمه دستگاههای ترسناک و مخوف درست نکنید چرا هیئتی تشکیل نمی شود و به کار این زندانهای گوناکون نمی رسد. چرا در رژیم اسلامی انسان و جان او اینهمه بی منزلت شده است که بتوان مثل آب خوردن محکوم کرد و بدون اینکه کسی بفهمد کار او را تمام کرد. چه طور می شود که اشخاص را میگیرند زندان می برند و ماه ها جز فراموش شدگان می شوند؟ بس کنید این کارها را. دستکاه قضائی ما باید بیطرف باشد، مستقل باشد و نباید اجازه داد انواع و اقسام پیدا کند و ابزار قدرت سیاسی شود. اگر اینطور شد این همان است که حسین به خاطرش قیام کرد و شهید شد.

«ابوالحسن بنی صدر در میدان آزادی در روز عاشورا 28 آبانماه 1359»

خلاصه روزشمار کودتای خرداد 60 تهیه و تنظیم توسط مهران مصطفوی:
25 سال پيش، در خرداد 1360 استبداد شوم در ايران برضد رأى مردم كودتا كرد. از آنزمان تا بحال دو جبهه استبداد و آزادى روياروى قرار گرفته اند. اكنون كه رژيم استبداديان غرقه در جنايات و فسادهاى خويش است و به همت مقاومت جبهه آزادى افشا گرديده و اعتراضات عمومى مردم حاكى از عدم مشروعيت و اعتبار استبداد وطن فروش و دين باز حاكم در دل و چشم مردم ايران است، اكنون كه جبهه آزادى به عملكرد خويش، سربلند و مفتخر است وبه پيروزيهاى درخشانى نائل آمدهاست، جا دارد، هر چند به اختصار، تاريخچه اين رويارويى و مقاومت، استقامت و وفاى به عهد ابوالحسن بنىصدر را گزارش كنيم.

در اين مختصر هر چند از پيامها، نقطه نظرها و كوششهاى منتخب مردم ايران سخن بميان می آید واضح است كه هدف بيان مقاومت و وفادارى به اصول راهنماى انقلاب در يك شخص با مشخصات معين و نام معلوم نيست، بلكه سخن از يك رسم است و از بنی صدر به مثابه طرف اعتماد مردم و بعنوان مظهراعتراض مردمى به استبداد و اراده استقامت ملتى دربرابر استبداد، ياد مى كنيم.
اين متن شامل دو قسمت است:
1 – موقيعت ايران در روزهاى قبل از كودتاى خرداد 1360

2- بررسى كوتاه وقايع خرداد ماه 60 و تشريح چگونگى اجراى كودتا
بخش اول:

موقعیت ايران در روزهاى قبل از كودتاى خرداد 1360

مسير انقلاب ايران كه از آغاز با دخالتهاى خمينى و روحانيان قدرت طلب در امور حكومتى انحراف يافته بود، در خرداد سال 60، چرخشى رادیکال كرد و جهتى کاملا خلاف جهت سازگار با اصول راهنماى انقلاب و هدفى ضد هدف آن پيدا نمود. حزب جمهورى اسلامى، بعد از شكست فاحش در انتخابات رياست جمهورى كه در آن، حسن حبيبى كانديدايش كمتر از 4 درصد آراء را آورده بود، طرح كودتاى خزنده را ريخته و به اجرا گذاشته بود. اين حزب با اينكه رجايى را توسط خمينى بعنوان نخست وزير بر كشور تحميل كرده بود، روز بروز در جامعه منزوىتر می شد.
جنگ با عراق :

عراق با كمك معنوى و مادى امريكا ، به منظور جلوگيرى از پيروز شدن تجربه انقلاب، در تاريخ 20 سپتامبر1980 به ايران حمله كرد. به قول مرحوم مهندس بازرگان با خونسردى و شجاعت فرمانده كل قوا ابوالحسن بنی صدر، ايران موفق شد نه تنها جلوى پيشروى ارتش عراق را بگيرد، بلكه حدود پنجاه درصد از سرزمينهاى اشغالى را آزاد كند. ارتش ايران ارتشی که روز و شب سخن از انحلال آن میرفت، روحيه بسيار قوى پيدا كرده بود و بعد از مدتها نقش اصلى خود يعنى دفاع از تماميت ارضى كشور را بعهده می گرفت و به خصلت و منش ملى، غرور پيدا می كرد.

از طرف ديگر، با بدست آوردن موفقيتهاى نظامى، بنی صدر توانست صدام حسين را ، كه در آغاز جنگ گمان می برد در عرض يك هفته ايران را خواهد گرفت، به صلحى توأم با پيروزى سياسى ايران، ناگزير كند. چهار كشور غير متعهد طرح صلحى به ايران پيشنهاد كردند و ايران با تغييراتى در مورد عقب نشينى نيروهاى عراق به پشت مرزهاى بين المللى اين طرح را پذيرفت. عراق نيز كه می ديد روى به ضعف دارد، طرح را قبول كرد . قرار بر اين شد كه در 26 خرداد، هيأت جواب رسمى عراق را به ايران بياورد.
روسيه «شوروى» افغانستان را اشغال كرده بود. ديوار برلين هنوز پابرجا بود و چپ سنتی ایران از اردوگاه سوسیالیسم دفاع میکرد. از سوی دیگر بعنوان مخالفت با کارتر در جریان مذاکرات بر سر گروگانها در جریانی که به اکتبر سورپرایز معروف شد، ريگان به لطف روحانی نمايان قدرت پرست، در امريكا به عنوان نماينده سياستى تهاجمى به قدرت رسيد.
وضعيت اقتصادى :

با اينكه بعد از انقلاب سعى شده بود از ميزان بودجه كشور كاسته شود، تركيب آن تغيير كند، بخش توليد تقويت گردد،از اتكاء به نفت كاسته شود و قيمت نفت در بازار جهانى در سطح بالا نگاه داشته شود، حكومت رجايى به سياست قبل از انقلاب بازگشت و بودجه اى تهيه كرد كه بنابر آن، برهزينه هاى دولتى اضافه می شد. ايران مجبور می شد ميزان توليد نفت خود را بالا ببرد. بنی صدر مخالفت خود را با اين بودجه اعلام و تقاضاى بحث آزاد كرد. در اين بحث معينفر و عزت الله سحابى نيز همراه و هم رأ ى او بودند. اما اين بحث هرگز از تلويزيون پخش نشد. وضعيت توليد به علت مديريتهاى غلط و فرار بخشى از نيروهاى كاردان و نبود امنيت و … در بحران فرو رفت.
گروگانها و كابينه رجائى :

ابوالحسن بنى صدر با گروگانگيرى مخالف بود . وميدانست حزب جمهورى اسلامى گروگانها را به عنوان وسيله اى برضد او بكار ميبرد و در خفا، در كار سازش با آمريكاست. با قرارداد الجزاير كه برخلاف منافع و مصالح ايران بسته شده بود، و حاصل سازش پنهانى بود، مخالفت كرد . بخصوص كه قرارداد را با، اينكه يك متن بين المللى بود و طبق قانون اساسى، رئيس جمهورى يا نماينده او بايد امضاء می كرد، بدون اطلاع او بسته بودند.

عليرضا نوبرى، رئيس بانك مركزى، نيز نسبت به زيانهاى قرار داد الجزاير،به رجايى هشدار داده بود. لذا، رجائى درپى تغيير رئيس بانك شد. از طرف ديگر بنی صدر حاضر نشد با چند تن از وزراى پيشنهادى رجائى، از جمله وزير خارجه، موافقت كند و تا زمانى كه در ايران بود، كابينه رجائى كامل نشد. در مطبوعات جهان، بنی صدر رئيس جمهور و رهبر اپوزيسون خوانده می شد. رجائى و حزب جمهورى اسلامى در جامعه كاملا منزوى شده بودند و نياز داشتند خمينى خود وارد عمل شود و كودتا را رهبرى كند.
موضع آقای خمينى :

تا خرداد 60، خمينى نه تنها علنی و مستقیم عليه بنی صدر موضع نگرفته بود، بلكه در ارديبهشت ماه، در حضور سران 8 كشور مسلمان، گفت: ریس جمهور ایران بر قلبها حكومت می كند. او هنوز اميدوار بود بنی صدر سازش پنهانى با بوش و ريگان را بپذيرد و با سران حزب جمهورى، در استقرار استبداد، همدست شود. با آنكه بنی صدر از تمايل شديد او به استبداد روحانيت آشكار بود، اما هنوز برترديد خود غلبه نكرده بود.
ياد آور میشود كه خمینی سال 1360 را سال قانون ناميده بود. بنی صدر با کارهای خلاف قانون به جد مخالفت میکرد . او در میدان آزادی در روز عاشورا 28 آبانماه 1359 در میان جمعیت میلیونی از جمله چنین گفت :
در قانون اساسی ما مگر شکنجه حرام نشده است ممنوع نشده، در کجای دنیا در کدام دین و در کجای اسلام و کشور اسلامی و حکومت اسلامیش شش نوع زندان وجود دارد چرا اینها تعطیل نمی شوند؟ چرا باید هر کسی و هر نهادی یک زندان داشته باشد؟ اینها باید تعطیل شوند. جو اسلامی جو اعتماد است. اینهمه دستگاههای ترسناک و مخوف درست نکنید چرا هیئتی تشکیل نمی شود و به کار این زندانهای گوناکون نمی رسد. چرا در رژیم اسلامی انسان و جان او اینهمه بی منزلت شده است که بتوان مثل آب خوردن محکوم کرد و بدون اینکه کسی بفهمد کار او را تمام کرد.

چه طور می شود که اشخاص را میگیرند زندان می برند و ماه ها جز فراموش شدگان می شوند؟ بس کنید این کارها را. دستکاه قضائی ما باید بیطرف باشد، مستقل باشد و نباید اجازه داد انواع و اقسام پیدا کند و ابزار قدرت سیاسی شود. اگر اینطور شد این همان است که حسین به خاطرش قیام کرد و شهید شد.
محبوبيت بنی صدر :

سفرهاى بنی صدر به مناطق مختلف كشور موجهاى انسانى وسيع به طرفدارى از مواضع او در دفاع از استقلال و آزادى را برمی انگيخت.او هر روز گزارش فعاليتهاى خود و نظراتش راپيرامون مسايل كشور، در روزنامه انقلاب اسلامى، تحت عنوان روزها بر رئيس جمهور چكونه مىگذرد؟، با مردم در ميان می گذاشت.
مطبوعات :

هنوز در كشور آزادى مطبوعات كاملاً از بين نرفته بود. احزاب مختلف روزنامه هاى خود را داشتند و يا بطور زيرزمينى چاپ می كردند. با اينكه در اسفند 59 و فروردين 60، براى چند روز، روزنامه ميزان متعلق به نهضت آزادى را بستند، اما با تلاش بنی صدر و ديگران اين روزنامه آزاد شد. تيراژ روزنامه انقلاب اسلامى به مرز پانصد هزار رسيده بود و اين در تاريخ مطبوعات ايران سابقه نداشت. جامعه در تب داغ بحث سياسى بسر می برد.
احزاب :

دفاتر هماهنگى مردم با ریئس جمهوری كه در شهرهاى مختلف بطور خودجوش بوجود آمده بودند، محل مخالفت با استبداد روحانيت شده بودند . اين دفاتر از مواضع سياسى نظرى بنی صدر حمايت می كردند. حزب توده و سازمان فدائيان اكثريت در كنار انجمنهاى اسلامى، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى از مواضع حزب جمهورى اسلامى، دفاع می كردند. بنی صدر را ناپلئون و پينوشه می خواندند.

در سفرهاى مختلف بنی صدر، به كمك بخشى از سپاه پاسداران عليه بنی صدر عمل می كردند. اما در ميان امواج عظيم مردم محو مس شدند. نهضت آزادى به رهبرى مرحوم بازرگان، جاما به رهبرى مرحوم سامى، جبهه ملى به رهبری مرحوم سنجابی، حزب ملت ايران به رهبری مرحوم فروهر، سازمان مجاهدين خلق، حزب رنجبران و شخصيتهاى مستقل در صف مخالفان استبداد روحانيت بودند. اما آزاديها روزبروز محدودتر مىشدند و در شهرهاى ايران تعداد زد و خوردها و درگیریها بالا گرفته بود.
آزاديهاى فردى نيز روزبروز محدودتر مىشدند اما كاملاً از بين نرفته بودند. حجاب و رنگ لباسها را حكومت هنوز موفق نشده بود بر جامعه تحميل كند. حكومت رجائى مردم ايران را به چند دسته تقسيم مىكرد:

مكتبى و ضد مكتبى و مسلمان غير مكتبى و بى تفاوت!.

به نقل از نشریه انقلاب اسلامی در هجرت شماره 726
http://enghelabe-eslami.com

یک پاسخ

  1. پیشنهاد می کنم به آدرس زیر بروید:
    http://www.mediafire.com/banisadr
    و کتابهای زیر را بخوانید:
    بخش اول:

    شرح زندگی بنی صدر
    خیانت به امید
    درس تجربه خاطرات ابوالحسن بني صدر اولين رئيس جمهور ايران روزها بر رئيس جمهور چگونه ميگذرد
    نامه ها
    ایستاده بر آرمان

    بخش دوم:
    تحقيقها و يافته های جديد پيرامون «اکتبر سورپرايز» و «ايران گيت» ترجمه ابوالحسن بنی صدر
    حيله يا خيانت سر اكتبر سورپرايز
    گروگانگيري
    نهضت ملی ایران و دشمنانش به روایت اسناد

    بخش سوم:

    موازنه ها

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: