• بیشترین کلیک شده‌ها

    • هیچکدام

خیانت در لباس خدمت

«دوستان ما رو گرفتند که ما بترسیم. هیچ دلیل دیگری برای دستگیری این دوستان وجود نداره. تصمیم گرفتند یه کارهایی بکنند. به تعبیر آقا سعید تصمیم گرفتند که کشور رو بفروشند. داد زدنند فریاد زدند که امتیاز نمیدیم حالا به یه جایی رسیدند که باید امتیاز بدند به خارجی. وجه المصالحه امتیاز دادن به خارجی گرفتن ماهاست…»
بخشهایی از سخنرانی عبدالله رمضان یک شب پیش از بازداشت در خرداد 88

می گویند وقتی از وثوق الدوله پرسیده شد که چرا قصد آن داشت که با امضای قرارداد 1919 ، ایران را به مستعمرهء انگلستان بدل کند، پاسخ گفت که قصد وی این بود تا با این کار از تجزیه قریب الوقوع ایران پیشگیری کند. وی مدعی گشت که حتی نقشه 8 تکه شدن ایران را هم دیده بود و وی با علم به اینکه هیچ کشوری تا ابد مستعمره نمی ماند، از یکپارچگی ایران صیانت کرد.

روایت فوق به خوبی بیان می دارد که حتی خائن ترین سیاست مداران نیز در لباس خدمت به خلایق خیانت می کنند. بازخوانی همان روزهای تاریخ به ما می گوید که اگر قرارداد 1919 ناکام ماند، از آن رو بود که مجلس وقت، بز اخفش نبود و آزاد مردی چون مدرس در مجلس آن زمان، این ملت را نمایندگی می کرد.

اما داستان امروز، همانی است که عبدالله رمضان زاده به خوبی بیانش کرد. یک سال بگیر و ببند و دوختن دهان همگان، از جهت چوب حراج زدن به دار و ندار این مملکت بود، در لباس خدمت به خلایق. در طول یک سال گذشته تک تک اصلاح طلبان به پشت میله های زندان فرستاده شدند. آنهایی را هم که یادشان رفته بود، این روزها به سراغشان می روند. درست در همین روزها، آرمین به زندان می رود، سر تیم محافظان موسوی بازداشت می شود، مرخصی عرب سرخی تمدید نمی گردد و موسوی متهم به محاربه می گردد. تیتر مطبوعات که از شورای امنیت ملی به روز می گردد و مجلسیان هم که به لطف نظارت شورای نگهبان، همه چیز هستند غیر از نماینده ملت.

ظاهر قضیه این گونه آراسته گشته که انگار در اوج آمادگی جهانی برای تصویب قطعنامه چهارم و درست در همان روزهایی که آمریکا اعلام می دارد که این آخرین فرصت دیپلماتیک ایران است، 2 عضو غیر دائم شورای امنیت به تهران آمدند تا مشکل سوخت راکتورهای تحقیقاتی ما را حل کنند. بوقهای حکومتی از فتح و پیروزی سخن می گویند و دستگاههای حکومتی گل و شیرینی پخش می کنند. آیا این تمام ماجراست؟

سرکوب داخلی و امتیاز به خارجی، دو رفتاری است که وقتی هر کدامش از حکومتی سر زد، از انجام دومی نیز ناگزیر می گردد. این دو آفت همچون باتلاقی است که اگر حکومتی بدان گرفتار آمد، راه خلاصی ندارد. وقتی مسیر امتیاز به خارجی گشوده شد حکومت مجبور به سرکوب همه مخالفان داخلی می شود تا صدای هیچ اعتراضی شنیده نگردد و وقتی که مخالفان قلع و قمع شدند، پایگاه اجتماعی حکومت تضعیف می گردد و نیاز بیشتر به نیروهای خارجی، حکومت را به دادن امتیازهای بیشتر مجبور می سازد و امتیاز بیشتر یعنی سرکوب بیشتر در داخل. و این سیکل تا زوال کامل یک حکومت ادامه دارد.

یک نگاه اجمالی به تاریخ دو قرن گذشته مان کافی است تا فراوان بیابیم حاکمانی را که با ظرافتی هرچه تمامتر این دایره معیوب را طی نمودند و چند صباحی در قدرت ماندند و از ثروت ملت انبانی دوختند و برای آخرت خویش جز لعن و نفرین مردمان چیزی نیاندوختند.

ظاهرا دوره عربده کشی و خط و نشان کشیدن آقای رئیس جمهور به پایان رسیده. روزهای پیش رو، روزهای درو کردن همان چیزی که دولت کریمه ایشان در 5 سال گذشته مشغول کاشتنش بودند. رگه های ترس و وحشت از بند بند بیانیهء تبادل سوخت ایران و ترکیه هویداست. مسیر امتیاز دهی آغاز گشته و این تازه ابتدای راه است. در طول 5
سال گذشته آن قدر دنیا بر علیه مان شده که غربی ها به گرفتن کمتر از ده برابر این راضی نباشند.
شاید خلع ید احمدی نژاد تنها راه پیشگیری از حادث گشتن ذلت بار ترین برگهای تاریخ ایران زمین باشد.

2 پاسخ

  1. بسیار مقاله زیبایی بود ممنون از زحمت

  2. به امیدآینده ای روشن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: